میرزا كاظم رشتی )ملك‏الاطباء ـ فیلسوف‏الدوله ـ فیلسوف زمان(

میرزا كاظم رشتی ملك‏الاطباء ـ فیلسوف‏الدوله ـ فیلسوف زمان ـ از اطبای معروف دوره سلطنت محمدشاه و حكیم باشی ناصرالدینشاه بوده و در حدود 1166 خورشیدی متولد و در سال 1286 خورشیدی (1325 قمری) در سن 120 سالگی درگذشته است.

در سال 1289 قمری پس از درگذشت حاجی آقا بابا ملك‏الاطباء رشتی حكیم‏باشی و طبیب خاصه ناصرالدینشاه ملقب به لقب همشهری خود ملك‏الاطبا شد. با این كه لقب داشته یكی دو بار لقب خود را تغییر داده با وجود این باز هم از ناصرالدینشاه درخواست می‏كند كه او را به لقب فیلسوف زمان مفتخر كند.

ناصرالدینشاه هم با درخواستش موافقت می‏كند با این ترتیب پیدا است كه مرد نادانی بوده و نمی‏دانسته است كه فیلسوف زمان را در صورتی كه درخور این لقب بوده و استحقاق داشته باشد باید مردم به او بگویند نه این كه خودش درخواست كند و بگوید كه به من فیلسوف زمان بگویید. از قرائن این طور معلوم می‏شود كه همان فیلسوف زمانیش تبدیل به فیلسوف‏الدوله شده است به واسطه این كه لقب فیلسوف زمانی او چندان شهرتی پیدا نكرد و نامبرده تا آخر عمر به فیلسوف‏الدوله معروف بود.

محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در یادداشت‌های روزانه خطی خود می‏نویسد: «سه‏شنبه سوم جمادی‏الاولی 1305: بعد از ناهار ملك‏الاطباء حضور آمد شاه او را فیلسوف زمان خطاب فرمودند معلوم شد این لقب را استدعا كرده بود». و بعد در 20 شوال 1305 ﻫ . ق. نامبرده را چنین معرفی می‏كند:

«میرزا كاظم رشتی كه ملك‏الاطباء بود و بعد به واسطه نوشتن آن كتاب بی‏معنی موسوم به حفظ‏الصحه ناصری ملقب به فیلسوف‏الدوله شد علی‏الرسم حضور آمد این شخص بسیار خودخواه و از خودراضی است، به شاه عرض كرد كه من در وبایی اول زمان محمدشاه كه به لواسان آمده بودند ملتزم ركاب بودم جزء اطبای خاصه بودم از حاجی میرزا آقاسی وزیر كه مرشد شاه مرحوم بود عریضه شكایت به شاه نوشتم شاه مرحوم از من استمالت كرد و مرا به توسط پاشاخان پیشخدمت[i] نزد حاجی فرستاد كه از من عذر بخواهد. در آن سفر هفتاد نفر وبایی را معالجه كردم چون این شخص به علاوه طبابت فضولی هم می‏كند از اشعار عرب و احادیث هم جسته جسته می‏گوید از علمای شیعه از قول قاضی میبدی نقل می‏كرد كه او گفته اگر شیخ طوسی و علامه حلّی در جرگه علمای شیعه نبودند هر آینه طریقه شیعه ارذل طرق دین اسلام بود. شاه فرمود شیخ طوسی كیست عرض كرد خواجه نصیر با این كه خواجه نصیر اگرچه مرد بزرگی بود اما جزء علمای شیعه محسوب نیست شیخ طوسی یكی از اشخاصی است كه كتب اربعه شیعه را نوشته و فیلسوف‏الدوله اینقدر خر است كه فرق شیخ طوسی با خواجه طوسی نداده است با وجودی كه با این شخص دوستم چون زیاده از آنچه كه دارد ادعا می‏كند لابد در هر موقع به او نیش می‏زنم». با این وصف همین اعتمادالسلطنه در جلد سوم منتظم ناصری صفحه 325 تألیف خود راجع به وی می‏نویسد:

«میرزا كاظم گیلانی كه از فحول حكما و اطبا است به لقب ملك‏الاطبایی سربلند آمد». و نیز در یادداشت‌های خطی خود می‏نویسد:

«شنبه 15 ربیع‏الاول 1307: از قراری كه شنیدم ملك‏الاطبای دیوانه برای این كه شاه رحیم قلب است و دیده شده كه غالباً اشخاص سفیه و بی‏علم را محض مزاح و خنده پرورش داده جسور می‏نماید منجمله همین میرزا كاظم رشتی است چون تكلمش به وضع گیلانی است و شاه به او می‏خندد همیشه در حضور شاه دعاوی باطله می‏كند اشعار و امثله عربی كه حفظ نموده به خرج می‏دهد شاه با او مزاح می‏كند امسال در كتاب المآثر والاثار كه به دستورالعمل من شیخ مهدی نوشته و اسامی فضلا و شعرای این عصر را ثبت نموده اسمی هم از این دیوانه برده و علی‏الرسم او را طبیب حاذق نوشته این مرد كه حالا شأن خودش را بالاتر از طبابت می‏داند با وجود این كه هنوز قاروره می‏بیند و فضله می‏چشد از من شكایت به شاه كرده بود شاه محض خنده دم نرمی به او نشان داده بودند كه مرد كه جسور شده بود خلاصه این كتاب را امسال شیخ مهدی[ii] ضایع كرد از طرز و موضوعی كه من دستورالعمل دادم خارج كرده از هر كس تملق و طمعی داشته تمجید زیاد نموده از این جهت اكثر مردم را از من رنجانده است. اما در شرح حال خودش و پدرش دو ورق نوشته و به سگ آبی خودش را رسانده».

از آثار خیریه میرزا كاظم فیلسوف‏الدوله بنای مدرسه‏ای است برای طلاب علوم قدیمه به نام مدرسه فیلسوف در سید اسمعیل در محله چاله‏میدان تهران كه قسمتی از املاك خود را برای مخارج طلاب وقف بر مدرسه مزبور نموده است.

 



[i]. پاشاخان امين‏الملك متوفي 1289 ﻫ . ق.

[ii]. شمس‏العلماي عبدالرب آبادي.

 

 

منبع

بامداد، مهدی، "شرح حال رجال ایران"، انتشارات زوار، چاپ پنجم، تهران، 1378 ش.

6