میرزا ابراهیم خان منشی زاده

ebrahim khan monshizadeh_resize

میرزا ابراهیم خان منشیزاده، فرزند کریم بیک یا کریمخان منشی اوف ایروانی، از افسران قزاقخانه بود؛ و در سال 1307 قمری که ناصرالدینشاه از سفر سوم خود از اروپا بازمیگشت کریم بیک منشی اوف پدر منشیزاده درخواست تابعیت و مهاجرت به ایران را مینماید و شاه هم با درخواست وی موافقت میکند. چون جد منشیزاده میرزا محمد منشی بوده از این جهت خانوادهاش در ایروان معروف به منشی اوف میشوند و پس از اینکه به ایران مهاجرت کرده به تابعیت ایران درمیآیند و کلمه منشی اوف را به منشیزاده تبدیل مینمایند. کریم بیگ در اواسط همین سال (1307 ﻫ . ق.) به اتفاق ابراهیم فرزند 11 ساله خود وارد تهران شده و در قزاقخانه مانند سایر مهاجرین مشغول به خدمت میشود؛ و پس از وی میرزا ابراهیم خان پسرش نیز داخل خدمت قزاقخانه شده و پدر و پسر در مدت خدمت خود همیشه از رفتار افسران روسی ناراضی بوده و بر علیه آنها کوشش داشتهاند. روسها پی به رفتار منشیزاده برده و سرانجام نام برده، در کمال نارضایتی، در اوایل سال 1325 قمری، به همراه رفیق خود سرتیپ اسدالله خان ابوالفتحزاده از خدمت قزاقخانه کناره میکنند و به مشروطهخواهان میپیوندند. پس از استقرار مشروطیت منشیزاده وارد خدمات کشوری شده و سمتهای گوناگونی از قبیل ریاست شهربانی شیراز (1328 قمری) ریاست تحدید تریاک یزد و کرمان ـ ریاست دارایی غاروفشافویه را چندی عهدهدار بوده و سپس در سال 1332 قمری رئیس دارایی خوار و فیروزکوه میشود. هنگام تصدی وی، به مشاغل مزبوره، ترتیبات خلاف انتظاری مشاهده میکنند و از اوضاع اداری و اجتماعی خیلی ناراضی و متأثر بوده و در کابینه اول حسن وثوق (وثوقالدوله) و وزارت دارایی حسن مشار (مشارالملک)[i] منشیزاده را به کلی از کار برکنار میکنند و به طوری که خودش در بازپرسی با صراحت میگوید: «هنگامی که کابینه وثوقالدوله تشکیل یافت و من از وزارت مالیه رانده شدم، تمام اقدامات من، در مورد ترمیم این اجحافات و احقاق حق خودم به جایی نرسید و بلااثر ماند» سرانجام، برای انتقامجویی از خائنین به مملکت، در سال 1334 ق.، برابر با 1295 خورشیدی کمیته مجازات را به اتفاق اسدالله خان ابوالفتحزاده[ii] و محمدنظرخان مشکوةالممالک[iii] تشکیل داد و البته مؤسس و گرداننده کمیته خود منشیزاده بوده و دیگران تابع نظر وی و به دستور او عمل میکردند. پس از تشکیل کمیته اولین اقدام آن از بین بردن خائنین به مملکت و انگلوفیلها (هواخواهان انگلیس) بود و در مدت عملیات خود که در حدود ده ماه طول کشید دست به کشتار این عده زدند. میرزا اسمعیل خان مدیر انبار غله (ربیعالثانی 1335 قمری)،[iv] عبدالحمیدخان ثقفی متینالسلطنه، مدیر روزنامه عصر جدید (رجب 1335 قمری)، میرزا محسن مجتهد (شعبان 1335 قمری)، منتخبالدوله خزانهدار (شعبان 1335 قمری و ضمناً کریم دواتگر و میرزا احمدخان صفا را هم کشتند چون اشخاص ناباب در میان افراد کمیته داخل شدند، برای سودپرستی و اعمال غرض، نفاق ایجاد شد و سرانجام حاج زمان خان بهادرالسلطنه، یکی از افراد کمیته، از ترس جان خود، که از کمیته خوفناک شده بود، که مبادا او را نیز بکشند، با گرفتن تأمین از دولت، تمام اسرار کمیته مجازات را افشا نمود.[v]

در کابینه میرزا محمد علیخان علاءالسلطنه، در تاریخ 22 تیر 1296 خورشیدی، تمام اعضای کمیته مجازات دستگیر و پس از 9 ماه زندانی کشیدن در کابینه نجفقلی خان صمصامالسلطنه بختیاری (1297 خورشیدی) آزاد شدند لکن به محض اینکه وثوقالدوله در همین سال (29 شوال 1336 ﻫ . ق. برابر با 15 مرداد 1297 خورشیدی) به مساعدت و حمایت انگلیسیها، روی کار آمد و نخست وزیر بلکه دست نشانده و نوکر آنان شد تمام اعضای کمیته مجازات را، به استثنای مشکوةالممالک که در مازندران بود؛ دستگیر نمود. رشیدالسلطان و حسینلله را به دار آویخت منشیزاده و ابوالفتحزاده را ظاهراً به کلات تبعید نمود لکن در راه، میان سمنان و دامغان، در 25 ذیعقده همین سال دستور داد که ژاندارمهای نگهبان آنان هر دو نفر را به وضع فجیعی تیرباران نمودند.

مأخذ

بامداد، مهدی، "شرح حال رجال ایران"، ج 1، چاپ پنجم، انتشارات زوار، 1378 خ.

 



[i]. 1334 قمری برابر با 1295 خورشیدی.

[ii]. به نام ابوالفتحزاده مراجعه شود.

[iii]. محمدنظر خان مشکوةالممالک پسر عباسقلی خان مشکوةالممالک سابق، بعداً اعتماد نظام، مترجم در دستگاه کامران میرزا نایبالسلطنه بوده محمدنظرخان تا سال 1326 قمری در جزء مستخدمین دستگاه کامران میرزا بود و با عوالم مشروطیت و مشروطهخواهان چندان ارتباطی نداشت در حدود سال 1327 قمری به مناسبت دوستی با ابوالفتحزاده و منشیزاده که این دو نفر در جزء مشروطهطلبان بودند مشکوةالممالک هم کمکم جزء مشروطهخواهان گردید. در سال 1329 قمری که مرنارد بلژیکی خزانهدار شد بنا به دوستی و سفارش این دو نفر که جزو کارمندان خزانهداری بودند رئیس اجرای مالیه تهران گردید و تا اواخر 1334 قمری در خزانهداری مستخدم بود و در اواخر این سال که کمیته مجازات تشکیل یافت و کارهایی هم کرد هنگام دستگیر کردن اعضای کمیته مجازات محمدنظر خان در مازندران بود او را هم در آنجا دستگیر کرده به تهران آوردند و زندانی گردید.

[iv]. میرزا اسمعیل خان رئیس انبار غله پسر میرزا ابوالحسن خان بانگی پسر میرزا جعفرخان حقایق نگارخورموجی مؤلف کتاب تاریخ حقایقالاخبار بوده است.

[v]. بهادرالسلطنه در سال 1300 خورشیدی در بانه کردستان به دست طایفه گورک و مامش کشته شد.

6