Warning: The table 'watchdog' is full query: INSERT INTO watchdog (uid, type, message, variables, severity, link, location, referer, hostname, timestamp) VALUES (0, 'php', '%message in %file on line %line.', 'a:4:{s:6:\"%error\";s:7:\"warning\";s:8:\"%message\";s:62:\"mysqli_query(): (HY000/1030): Got error 28 from storage engine\";s:5:\"%file\";s:55:\"/home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc\";s:5:\"%line\";i:114;}', 3, '', 'http://www.arianica.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%84', '', '34.239.158.107', 1566730700) in /home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc on line 134 Warning: The table 'watchdog' is full query: INSERT INTO watchdog (uid, type, message, variables, severity, link, location, referer, hostname, timestamp) VALUES (0, 'php', '%message in %file on line %line.', 'a:4:{s:6:\"%error\";s:12:\"user warning\";s:8:\"%message\";s:210:\"The table 'watchdog' is full\nquery: SELECT t.* FROM term_node r INNER JOIN term_data t ON r.tid = t.tid INNER JOIN vocabulary v ON t.vid = v.vid WHERE r.vid = 12277 ORDER BY v.weight, t.weight, t.name\";s:5:\"%file\";s:59:\"/home/arianica/public_html/modules/taxonomy/taxonomy.module\";s:5:\"%line\";i:632;}', 3, '', 'http://www.arianica.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%84', '', '34.239.158.107', 1566730700) in /home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc on line 134 Warning: The table 'watchdog' is full query: INSERT INTO watchdog (uid, type, message, variables, severity, link, location, referer, hostname, timestamp) VALUES (0, 'php', '%message in %file on line %line.', 'a:4:{s:6:\"%error\";s:7:\"warning\";s:8:\"%message\";s:62:\"mysqli_query(): (HY000/1030): Got error 28 from storage engine\";s:5:\"%file\";s:55:\"/home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc\";s:5:\"%line\";i:114;}', 3, '', 'http://www.arianica.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%84', '', '34.239.158.107', 1566730700) in /home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc on line 134 Warning: The table 'watchdog' is full query: INSERT INTO watchdog (uid, type, message, variables, severity, link, location, referer, hostname, timestamp) VALUES (0, 'php', '%message in %file on line %line.', 'a:4:{s:6:\"%error\";s:12:\"user warning\";s:8:\"%message\";s:452:\"The table 'watchdog' is full\nquery: SELECT DISTINCT b.* FROM blocks b LEFT JOIN blocks_roles r ON b.module = r.module AND b.delta = r.delta LEFT JOIN i18n_blocks i18n ON (b.module = i18n.module AND b.delta = i18n.delta) WHERE (i18n.language ='fa' OR i18n.language ='' OR i18n.language IS NULL) AND ( b.theme = 'theme1' AND b.status = 1 AND (r.rid IN (1) OR r.rid IS NULL) )ORDER BY b.region, b.weight, b.module\";s:5:\"%file\";s:53:\"/home/arianica/public_html/modules/block/block.module\";s:5:\"%line\";i:456;}', 3, '', 'http://www.arianica.com in /home/arianica/public_html/includes/database.mysqli.inc on line 134 مقام مرشد كامل | دانشنامه آریانیکا: تاریخ، فرهنگ و تمدن مردم ایران در فضای مجازی

مقام مرشد كامل «851 - 996 ق / 1447 - 1588 م«

مقام مرشد كامل

996 - 851 ق / 1588 - 1447 م

 

مقام والاى “شيخ” و “مرشد” در تاريخ تصوف به هيچ روى تازگى ندارد. در همه طريقتها، براى پيروان، خاصه آنها كه مؤسس طريقه بودند، رابطه نزديك با آن سوى جهان آخشيجان پنداشته مى شد. از اين رو، نسبت دادن هر گونه “كرامت” به آنان چندان در ميان پيروان طريقتها رواج داشت كه گاه پژوهشگران را از اين ميزان زود بارورى به حيرت مى اندازد. اين كرامتها از اِشراف بر ضماير آغاز و به تصرف در امور طبيعت ختم مى شد. شگفت آن كه حكيم آگاه و خردمندى چون پور سينا، براى اثبات اين “كرامتها” با اتكاء بر شيوه حكمت مشّايى خويش به جست و جوى دلايل مى پرداخت. - بنگريد به سه نمط آخر از كتاب الاشارات و تنبيهات، خاصه نمط نهم با عنوان “فى مقامات العارفين” - اما او در اين راه از حدّ اتصال نفوس مهذّب مشايخ به عقل فعّال كه “مدبر امور كره مادر قمر” است فراتر نرفت؛ حال آن كه در نظر معتقدان، موضوع اتصال اين نفوس به ملكوت اعلى، امرى ثابت و انكار ناپذير بود. در سده نهم هجرى / پانزده ميلادى، اين اتصال به صورت حلول جوهر الوهيت در نفوس برخى از مشايخ مانند سيد محمد نور بخش و سيد محمد مشعشع و ديگران درآمد. پيداست كه در چنين احوالى، پيشروان صوفيه صفويه هم بى كار نماندند و همين دعوى را تكرار كردند؛ يا اگر چنين گناهى از آنان سر نزده باشد، معتقدان و پيروانشان چنين مقامى، فوق مقامهاى عادى آدميان براى آنان قايل شدند و سرانجام هم، همان نغمه ها را تكرار نمودند كه فرقه هاى حلوتيره از دير باز در تمدن اسلامى سر داده بودند. بدين گونه، خداوند عالميان را از فراز مسند عزت و كبريايى به جسدهاى فنا پذير آدميان تنزل دادند.

البته دانسته نيست كه در ميان صوفيان صفوى، اين فراخ گامى، از كِى آغاز شده است، اما اين ميزان آگاهى موجود است كه تصور ياد شده پيش از عهد شاه اسماعيل شايع بود. فضل بن روزبهان خنجى در عالم آراى امينى، مدعى است كه پيروان سلطان جنيد براى شيخ خويش قايل به مرتبه الوهيت بودند و پسرش سلطان حيدر را “پسر خدا” مى دانستند “عالم آراى امينى به نقل از تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس، ص 137”. اين پيروان كه خنجى از آنان سخن مى گويد، ده هزار تن از صوفيان صفوى بودند كه از روم آمده، در ركاب شيخ جنيد با سپاه سلطان خليل - پادشاه شروان - مصاف مى دادند. به گفته فضل بن روزبهان، اين “ابلهان رومى” با آن كه جسد مرشد خود را در ميدان جنگ آغشته به خاك و خون مى يافتند، او را مرده نمى دانستند و سخن گفتن از مرگ جنيد براى گوينده با بيم هلاكت همراه بود.

دور نيست كه فضل الله خنجى به علت عنادى كه با خاندان شيخ صفى الدين داشت، در بيان مطلب راه مبالغه پيموده باشد، اما چون دنباله چنين فكرى را در عهد شاه اسماعيل و در گرماگرم جنگها و كشتارهاى او مشاهده مى كنيم، نمى توان به يكباره، سخن خنجى را عارى از حقيقت دانست.

تاريخ نگاران صفوى از بيان چنين مطلبى كه در نظر آنان كفر آشكار بود، خوددارى ورزيده اند و به جاى آن مرشد كامل را به طريق ديگر مى ستودند؛ اما اشارتهاى مسافران و سياحان خارجى كه در دوران قدرت شاه اسماعيل در ايران بودند، غالباً گفتار خنجى را تأييد مى كند. به عنوان مثال بازرگانى ونيزى مى گويد: “متابعان اين صوفى، خاصه لشكريانش، او را مانند خداى مى پرستند. بعضيى از آنها بى سلاح به جنگ مى روند و معتقدند كه مرشد در گرمگاه مصاف حافظ و مراقب آنان خواهد بود .... / يادداشتهاى اين بازرگان كه نامش نيامده، در مجموعه اى به نام سفرنامه هاى جهانگردان ونيزى مندرج است. اين سفرنامه به سال 1873 م در لندن به طبع رسيد”. در دنباله سخن همين بازرگان آمده: “به همان سان كه مسلمانان روى زمين همه جا جمله لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه را بر زبان جارى مى كنند ورد زبان ايرانيان لا اله الا الله اسماعيل ولى الله است. همه كس به ويژه سپاهيانش او را جاودانى مى شمردند / ترجمه تاريخ ادبيات ايران، براون، ج 4، ص 40”. نظير همين معنى از گفتار ديگر خارجيهايى كه در آن روزگار به تبريز رسيده بودند، بر مى آيد - اشاره سفير ونيزى آنچللو مندرج در سفرنامه جهانگردان ونيزى، و ترجمه تاريخ ادبيات ايران، براون، ج 4، صص 49 و 48 - و از همه اين اشارتها معلوم مى شود كه شاه اسماعيل از اين كه پيروانش او را خدا خطاب مى كردند، متغير و خشمگين بود “ترجمه تاريخ ادبيات، براون، ج 4، ص 49”.

علت امتناع “مرشد كامل” از دنبال كردن اعتقادى كه تا آن زمان تنها در ميان صوفيان صفوى رواج داشت، آن بود كه از آن پس قلمرو قدرت صفويان منحصر به آن پيروان نمى شد و مى بايست جهت اعتقادى ديگرى كه در موازات اعتقادات عموم باشد، اختيار كرد و آن همان دعوى ارتباط با امامان شيعه اثنى عشرى در بيدارى و خواب و ادعاى مأموريت مستقيم از سوى امام دوازدهم و وراثت “خلافت مرتضوى” و سرانجام دعوى مقام و مرتبه اى در حد امامت بود كه در كهن ترين كتب تاريخ صفوى به اشارتهايى در اين باره باز مى خوريم؛ از آن جمله در حبيب السير كه مؤلف آن قسمت مربوط به شاه اسماعيل را در هرات و به دور از تختگاه شاه اسماعيل تأليف مى كرد، از آن پادشاه معمولاً با اين اوصاف و عنوانها ياد كرده است: “دُرِّ درياى ولايت، ج 4، ص 434”، “ثمره شجره بوستانِ امامت. / ص 462”، “قُدوه خاندان كرامت و امامت. / ص 467”، “وارث خلافت مرتضوى. / ص 467”؛ “پادشاه مرتضوى خصال. / صص 435 و 545”، “كرامت نژاد. / ص 427”؛ در همين كتاب پيروان شاه اسماعيل “خُدّام امامت آشتيان. / ص 463”شمرده شده و خاندان صفوى “دودمان امامت مكان. / ص 429” معرفى گرديده است.

اين مقام والاى طريقت و شريعت مرشدان كامل، پيروان آنان را تا حد سجده كردن و نماز بردن بر آنها پيش مى برد و همين زمين بوسه دادن، خود يكى از علتهاى تصور خدايى مرشدان كامل در نظر ناظران خارجى بود. موضوع نماز بردن بر اين مرشدان، يعنى پادشاهان صفوى، بارها با اعتراض ديگر مسلمانان مواجه شد. از جمله، سلطان عثمانى در نامه اى كه به شاه طهماسب نوشت در اين باره متذكر شد كه سجده مردمان به غير از خداى يكتا، نمايانگر كفر و الحاد است، و امير غياث الدين منصور حكيم، وزير شاه طهماسب ناگزير در پاسخ آن اعتراض از قول پادشاه ايران نوشت: كه اين سجده حكايتش همچون سجده ملائكه بر انسان و شكر گذارى خداوند سبحان و تعالى است. “روضات الجنات، ج 7، ص 192”.

در نامه عبيدالله خان ازبك به شاه طهماسب هم همين معنى تكرار شده و او سجده كردن را جز براى خداوند كفر دانسته و مدعى شده كه صفويان اين كردار زشت را بر رعيت الزام و تحميل نموده اند “احسن التواريخ، ص 231”. سجده كردن و زمين بوسيدن در برابر مرشد كامل و پادشاهان صفوى، حتى براى خارجيان وسفيرانى كه باز مى يافتند، الزامى بود. شاردون در مجلد سوم از سفرنامه خود مى نويسد؛ وقتى سفيرى به خدمت پادشاه مى رسيد: مى بايست زانو بزند و سه بار زمين را ببوسد به نحوى كه پيشانى اش بر زمين بسايد؛ آن گاه نامه اى را كه از سوى پادشاه خود آورده بود، به پادشاه ايران بدهد. همين اعتقاد بى چون و چراى مريدان و پيروان بود كه در ميدانهاى جنگ از خود سلحشورى و بى باكى نشان مى دادند و موجبات تحكيم دولت صفوى را باعث شدند. چگونگى و عمق اين باورها در مقاله جداگانه اى تحت عنوان “اعتقاد و جانبازى مريدان در راه مرشدان كامل" آورده شده است.

7