مدارس نظامیه

مهمترین مدارس اهل سنت در این عهد به امر نظام‏الملك وزیر مشهور سلاجقه احداث شد. اهمیت این مدارس كه خاص شافعیه بوده به حدیست كه بعضی از مؤلفان قدیم را به اشتباه افكنده و بر آن داشته است كه نظام‏الملك را نخستین بانی مدارس در اسلام بشمرند.1 بعضی از نویسندگان قدیم هم متعرض این موضوع شده و وجود مدارس را پیش از نظام‏الملك فراموش نكرده‏اند. سُبكی صاحب طبقات الشافعیه ضمن بیان احوال نظام‏الملك آنجا كه از بنای مدرسه نظامیه بغداد سخن به میان آورده، چنین نگاشته است: «نظام‏الملك مدارسی در بلخ و نیشابور و هرات و اصفهان و بصره و مرو و آمل طبرستان و موصل بنا كرد و گویند كه او را در هر شهر از شهرهای عراق و خراسان مدرسه‏ایست و ازین گذشته بیمارستانی در نیشابور و رباطی در بغداد بنا نهاده است. استاد ماذهبی چنین پنداشته است كه نظام‏الملك نخستین بانی مدارس است ولی این سخن به صواب نزدیك نیست زیرا در نیشابور پیش از تولد نظام‏الملك مدرسه بیهقیه وجود داشت و مدرسه دیگری به نام «سعدیه» در نیشابور بود كه امیر نصربن سبكتكین برادر سلطان محمود آنگاه كه والی نیشابور بود آن را بنا نهاد، و باز مدرسه دیگری در نیشابور از بناهای ابوسعید اسمعیل بن علی بن المثنی استرآبادی واعظ و صوفی، وجود داشت و مدرسه چهارمی هم در نیشابور بود كه استاد ابواسحق اسفراینی بنا كرد و در شرح احوال استاد ابواسحق گفته‏اند كه پیش از بنای مدرسه او مدرسه‏ای مانند آن نساخته بودند و این خود گفتار صریحی است در اینكه پیش از اسفراینی مدارسی در نیشابور بنا شده بود و من چون درین باب نیك بیندیشیدم این اندیشه بر من غلبه یافت كه نظام‏الملك نخستین كسی است كه برای طلاب راتبه‏ای مقرر و مقدر داشته است زیرا بر من ثابت نیست كه پیش از نظام‏الملك راتبه‏ای برای طالبان علم مقرر شده باشد و به احتمال قوی چنین كاری تا روزگار نظام‏الملك هیچ گاه صورت نگرفت».2

چنانكه دیده‏ایم آخر كار سخنان سُبكی به اینجا كشید كه پیش از نظام‏الملك تنها امری كه در مدارس معمول نبود تعیین راتبه و نفقه برای طالبان علم بود و به این ترتیب كار جدید نظام‏الملك در امر آموزش و پرورش ایجاد ماهانه مرتب است برای كسانی كه در مدارس نظامیه تحصیل می‏كردند. اما به گمان ما این دعوی نیز چنانكه باید به صواب نزدیك نیست چه شواهدی در دست است كه برای طلاب و مدرسین گذشته از جای اقامت در بسیاری از مدارس راتبه و نفقه نیز معین می‏شد این كار عمومیت كامل نداشت. به این ترتیب باید دید اهمیت نظام‏الملك در ایجاد مدارس و بالنتیجه در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی چیست؟ اهمیت عمده نظام‏الملك در اینست كه علت اصلی و اساسی ایجاد نهضت جدید در تأسیس مدارس شد و كارهای اوست كه مایه نظم و ترتیب تازه‏ای در مدارس گردید و آنها را به صورت آموزشگاه‏های مرتب شبانه‏روزی درآورد كه در آنها وسایل آسایش و تحصیلات طلاب از بسیاری جهات فراهم بود.

مدارسی كه نظام‏الملك در نیشابور و بغداد و شهرهای دیگر ایجاد كرد همه به نام نظامیه موسوم بودند. پیش از آن كه نظامیه بغداد ساخته شود نظام‏الملك در نیشابور مدرسه‏ای ساخت كه به نام وی نظامیه خوانده شد.

بنای این مدرسه برای امام‏الحرمین ابوالمعالی عبدالملك بن عبدالله الجوینی (متوفی به سال 478) صورت گرفت. امام‏الحرمین آنجا به تدریس نشست و كار طلبه را استقامت داد و 30 سال به كار تدریس در آن مدرسه مشغول بود و در تمام این مدت محراب و منبر و خطابه و تدریس و مجلس ذكر روز جمعه و مناظره و درس را دائر می‏داشت و هر روز سیصد مرد از ائمه و طلبه و اولاد صدور برای استفاده از درس‏های او حاضر می‏شدند3 و از میان همین گروه امام محمد غزالی متوفی به سال 505 دانشمند بزرگ اسلام بعدها چنان اهمیت یافت كه سخن او از اقصای باختر تا نواحی خاور كشورهای اسلامی رواج داشت. یكی دیگر از شاگردان این مدرسه اوحدالدین محمد انوری ابیوردی (متوفی به سال 583 به قول احمد امین احمد رازی صاحب تذكره هفت اقلیم) شاعر و ریاضی‏دان معروف ایرانی معاصر سنجر است كه هنگام جوانی در این مدرسه به تحصیل علوم اشتغال داشت.

بنای نظامیه بغداد دو سال از ذی‏الحجه سال 457 تا ذیقعده سال 459 بكشید و مباشر این كار ابوسعید احمدبن محمد نیشابوری صوفی بود. هنگام افتتاح این مدرسه یعنی دهم ذیقعده سال مذكور جمعی كثیر از طلاب و وجوه اعیان و دانشمندان و بزرگان بغداد دعوت شدند. نظام‏الملك برای این مدرسه موقوفاتی معین كرد كه نه تنها برای مزد كاركنان و استادان كافی بود، بلكه مقداری از آن نیز همه ساله در راه طالبان علم صرف می‏شد. در مدرسه جایگاه‏هایی برای طالبان علم وجود داشت و علاوه بر این كتابخانه معتبری هم در آن بود. مدرسه دارای متولی و استادان و معیدان و خازنان دارالكتب وبواب و خادمان و طالبان علم بود.

مدرسه نظامیه ساختمانی با شكوه و عالی داشت و نظام‏الملك برای بنای آن 200000 دینار از مال خود خرج كرد و نام خود را برفراز آن نوشت و در اطراف آن بازارها ساخت و وقف مدرسه كرد و ضیاع و گرمابه‏ها و مخزن‏ها و دكان‏ها خرید و بر آن وقف كرد و هر سال برای نفقات استادان و شاگردان 15000 دینار صرف می‏شد و شش هزار شاگرد در آن زندگی می‏كردند كه به آموختن فقه و تفسیر و حدیث و نحو و صرف و لغت و ادب و امثال اینها غیر از فلسفه و شعب آن مشغول بودند. نظامیه در كنار دجله و قسمت شرقی بغداد در كوی «سوق‏الثلاثا» واقع بود.4

ابن جبیر اندلسی كه ضمن صفر خود در سال 580 به بغداد رسیده بود، در مدرسه نظامیه در مجلس وعظ امام رضی‏الدین قزوینی رئیس شافعیه و فقیه مدرسه مذكور حاضر شده و در باب وعظ او و چگونگی موعظه در این مدرسه سخن رانده است5 و هم این سیاح در جای دیگر از رحله خود در باب مدارس بغداد چنین می‏گوید:

«بغداد را نزدیك سی مدرسه است كه جملگی در جانب شرقی واقع‏اند و بزرگترین و مشهورترین آنها نظامیه است و این همانست كه نظام‏الملك آن را بنا كرده و در سال 504 تعمیر شده است و این مدارس را اوقاف عظیم و اموال محبوس است كه از محل آنها به فقهایی كه در آنها تدریس می‏كنند راتبه داده می‏شود و از همین اوقاف طلابی را كه در آن ساكنند ماهانه می‏دهند».6

الناصرلدین الله خلیفه عباسی بر این مدرسه موقوفات جدید و كتابخانه‏ای افزود و دارالكتب او دارالكتب ناصری نام یافت در صورتی كه دارالكتب نخستین را دارالكتب قدیم یا نظامی می‏گفتند.7

در سال 670 عطاملك جوینی برادر شمس‏الدین صاحب دیوان جوینی، نویسنده و مورخ مشهور از محل موقوفات مدرسه بازار آن را كه سوخته بود از نو ساخت8 .

ابن بطوطه سیاح معروف قرن هشتم در 727 این مدرسه را دید و از آن نام برد و از سخنان او معلوم می‏شود كه این مدرسه در اقصی بلاد اسلامی نیز شهرتی عظیم و نامی بلند داشت9 و هنوز با آن كه مدرسه مهم دیگری با آن به رقابت برخاسته بود، همچنان رونق و اعتبار خود را حفظ كرد.

برای تدریس در نظامیه نخست از امام شیخ ابواسحق جمال‏الدین ابراهیم بن علی شیرازی (م.476) عالم مذهبی بزرگ، دعوت شد ولی چون او هنگام افتتاح مدرسه حاضر نبود امام ابونصر محمدبن عبدالواحد بغدادی معروف به ابن صبّاغ (م. 477) را به این كار خواندند. بیست روز از تدریس ابن صباغ گذشته اما شیخ ابواسحق شیرازی برای تعلیم حاضر شد و مدتی در نظامیه تدریس می‏كرد. پس از او ابوسعید عبدالرحمن محمد نیشابوری معروف به متولی (م. 478) بر مسند تدریس نشست و باز چندی ابن صبّاغ آنجا تدریس می‏كرد پس باز تدریس به ابوسعید متولی رسید و پس از دو سه تن دیگر امام ابوحامد حجت‏الاسلام محمدبن محمد غزالی طوسی از 484 تا 488 چهار سال در نظامیه تدریس می‏كرد و سپس به عنوان سفر حج آنجا را ترك گفت و بعد از آن با دعوت‏ها و تقاضاهای پیاپی پسر نظام‏الملك به این كار تن در نداد.

مدرسان مدرسه نظامیه از جانب نظام‏الملك یا پسرانش كه تولیت آن را داشتند تعیین می‏شدند و بعد از او نیز تا مدتی سرپرستی و تولیت مدرسه با اولاد نظام‏الملك و تعیین استادان با ایشان بود و امیر سلیمان بن نظام‏الملك تا سال 637 چنانكه خبر داریم این سمت را داشت.10 عهده‏داری كار نظامیه بعدها ظاهراً به دست فرمانروایان بغداد افتاد و موقعی كه هولاگو بر این شهر تسلط یافت عزالدین ابوالعز محمدبن جعفر بصری (م. 672) را به مدرسی در آنجا تعیین كرد.

مُعیدان نظامیه مانند استادان مردمی دانشمند و بزرگ بوده و گاه از این درجه به درجه استادی می‏رسیده‏اند. فهرست نام بعضی از مدرسان و مُعیدان مدرسه نظامیه را آقای سعید نفیسی در سال دوم مجله مهر (شماره دوم) آورده است و علاوه بر آن رجوع شود به مجلد سوم كتاب تاریخ‏التمدن‏الاسلامی تألیف جرجی زیدان (چاپ دوم، صفحه 197).

خازنان دارالكتب مدرسه نظامیه نیز از میان دانشمندان بزرگ انتخاب می‏شدند و یكی از آنان خطیب تبریزی (ابو زكریا یحیی بن علی شیبانی لغوی متوفی به سال 502) بود كه بعد از مدتی در همین مدرسه به تدریس پرداخت. این مرد نخستین خازن دارالكتب نظامیه بود و از جانب نظام‏الملك انتخاب شد و هندوشاه ازو حكایتی نقل می‏كند.11 دیگر از خازنان معروف این مدرسه ادیب و دانشمند و شاعر بزرگ ابوالمظفر محمد ابن احمد ابیوردی (متوفی به سال 507) بود كه در اواخر عمر سمت اشراف مملكت سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقی را داشت. این مرد بعد از قاضی ابویوسف یعقوب بن سلیمان الاسفراینی كه مردی ادیب و شاعر بوده و در 498 وفات یافته بود، به ریاست خزانه دارالكتب نظامیه رسید.12 دیگر از خازنان معروف دارالكتب نظامیه ابوالحسن علی بن عمر متوفی به سال 575 است.13

تولیت مدرسه نظامیه هم چنانكه دیده‏ایم به دست فرزندان نظام‏الملك بود. مدرسه نظامیه بغداد تا دیرگاه وجود داشت و در حوادث سال 687 ابن فوطی از تعیین مدرس برای آن نام می‏برد14 اما از رونق و اعتبار آن پس از ایجاد مدرسه مستنصریه (سال 631) كاسته شد زیرا مدرسه نظامیه تنها خاص مذهب شافعی بود در صورتی كه در مدرسه مستنصریه چنانكه بعد خواهیم دید پیروان حنفی و حنبلی و مالكی نیز حق تعلم داشتند و از اینروی رونق و اعتبار آن بیشتر شد و توانست به زودی نظامیه مشهور را از شهرت و اعتبار بیندازد.

با تأسیس نظامیه نهضتی بزرگ در كشورهای اسلامی برای ایجاد مدارس پیدا شد و بسیاری از بزرگان به فكر انشای مدارس افتادند و از آن میان بعضی تنها منظور ثواب اخروی و خدمت مذهبی داشتند و برخی نیز از باب تحكیم بنیان قدرت عمومی و اجتماعی خود بدین كار اقدام می‏كردند، گروهی هم از رقابت و همچشمی بدان دست می‏زدند. مثلاً تاج‏الملك قمی (م. 486) رقیب معروف نظام‏الملك، پس از بنای نظامیه بغداد به فكر ایجاد مدرسه‏ای در آن افتاد و نام آن را به تقلید نظامیه «تاجیه» گذاشت15 و ابن جبیر در حدود سال 580 هجری نزدیك سی مدرسه نام می‏برد كه جملگی در قسمت شرقی بغداد وجود داشت.16

نظام‏الملك تنها به دو نظامیه بغداد و نیشابور بسنده نكرد و در شهرهای دیگری مانند بصره و اصفهان و بلخ و هرات مدارسی هم به همین نام ساخت. در نظامیه بلخ رشیدالدین محمدبن عبدالجلیل بلخی معروف به وطواط شاعر و نویسنده بزرگ مؤلف حدائق‏السحر و مداح اتسز و ارسلان و تكش از آخرین سلسله خوارزمشاهان پیش از مغول كه در سال 573 وفات یافته، خدمت آدم بن اسدالهروی متوفی به سال 536، ادیب و محدث بزرگ تحصیل می‏كرد.17

نظامیه بصره نزدیك گور زبیربن عوام ساخته شده بود. «این مدرسه از مدرسه نظامیه بغداد نیكوتر و بزرگتر بوده است. در اواخر ایام مستعصم (قرن هفتم) خراب شد. چوب و آجر و آلات دیگر را به نفس بصره نقل كردند و مدرسه دیگر ساختند و نامش نظامیه نهادند».18

نظامیه اصفهان كه به مناسبت نام صدرالدین خجندی متوفی به سال 483 نخستین مدرسه آن، «صدریه» نام داشت نزدیك مسجد جامعی كه نظام‏الملك ساخته بود به همت این وزیر بنا شد و بنایی باشكوه و عظیم داشت و نظام‏الملك ده هزار دینار از ضیاع و مستغلات بر آن مدرسه وقف كرد و گروهی از دانشمندان قرن پنجم و ششم از این مدرسه برخاسته‏اند.19

از مدرسه نظامیه‏ای در شهر مرو هم نام برده‏اند20 و ابوالحسن بیهقی در كتاب جوامع احكام النجوم می‏گوید حكیم فاضل محمود خوارزمی در این مدرسه به سال 520 خویشتن به كارد قلم‏تراش بكشت.21

در موصل و هرات هم نظام‏الملك مدارسی به نام نظامیه ایجاد كرد22 و از مدرسه نظامیه هرات هم تا قرن نهم اطلاع داریم زیرا جامی فاضل و عارف و شاعر بزرگ این عصر تحصیلات خود را در خدمت جنید مدرس دروس عربی و معانی و بیان این مدرسه كرد.23

 

پانوشتها

1 - وفیات الاعیان لابن خلكان، چاپ مصر، ج 1، ص 222.

2 - طبقات الشافعیه، چاپ مصر، ج 3، ص 137.

3 - طبقات الشافعیه، ج 3، ص 252 و 255 و وفیاتالاعیان، ج 1، ص 407-408.

4 - استفاده از موارد مختلف: تجاربالسلف (269-270) و مقاله نظامیه بغداد به قلم آقای سعید نفیسی، مجله مهر سال دوم، ص117-122 و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران به قلم ذبیح الله صفا، مجله مهر سال چهارم، ص 42-43 و تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان، ج 3، چاپ 2، ص 197 و دائرةالمعارف اسلامی، ج 3، ص 404.

5 - رحلة ابن جبیر، چاپ مصر، ص 197-198.

6 - ایضاً ص 207-208.

7 - تجارب السلف، ص 334.

8 - ابن فوطی، حوادث الجامعه، چاپ بغداد، ص 371.

9 - رحله ابن بطوطه، چاپ مصر، ص 141.

10 - حوادث الجامعه، ص 124.

11 - رجوع كنید به تجارب السلف، ص 270.

12 - معجم الادبا، ج 6، ص 341.

13 - مجله مهر مقاله مذكور.

14 - حوادث الجامعه، ص 456.

15 - دایرةالمعارف اسلامی، ج 3، ص 404.

16 - رحله ابن جبیر، ص 229.

17 - معجمالادبا، ج 1، ص 33 و 34.

18 - تجارب السلف، ص 271.

19 - مجله مهر سال 2، شماره 2، مقاله نظامیه به قلم آقای نفیسی و غزالی نامه تألیف آقای جلال همایی، ص 128.

20 - یاقوت، معجم الادبا، ج 4، ص 509.

21 - رجوع شود به شماره 4 مجلمه مهر سال دوم مقاله امام ابوالحسن بیهقی و مؤلفات او به قلم آقای سعید نفیسی.

22 - دایرةالمعارف اسلامی، ج 3، ص 404.

23 - شماره اول سال چهارم مجله مهر. مقاله تاریخ تعلیم و تربیت ایران به قلم ذبیح الله صفا.

 

منابع

ذبیح الله صفا، «تاریخ ادبیات در ایران»، ج 2، تهران، چاپ پانزدهم، انتشارات فردوس، 1378ش

قاضی ابن خلکان، «وفیات الاعیان فی انباء ابناءالزمان»، چاپ مصر، ج

سبکی، عبدالوهاب، «طبقات الشافعیة»، به کوشش عبدالفتاح محمد الحلو و محمود محمد الطناحی، قاهره، عیسی البابی الحلبی

هندوشاه بن سنجر نخجوانی، “تجارب السلف”، به کوشش عباس اقبال، تهران، 1313 ش

نظامیه بغداد به قلم آقای سعید نفیسی، مجله مهر سال دوم

صفا، ذبیح الله، «تاریخ تعلیم و تربیت ایران»، مجله مهر، س 4، شم 1

جرجی زیدان، «تاریخ التمدن الاسلامی»، طبعة جدید، راجعها و علق علیهاالدکتور حسن مؤنس، 5 جزء، دارالهلال، 1958 م

دائرةالمعارف اسلامی، ج 3

ابن جبیر، محمد بن احمد، «رحلة»، چاپ مصر

ابن فُوَطی، عبدالرزاق بن محمد، «حوادث الجامه»، چاپ بغداد

ابن بطوطه، «رحله»، چاپ مصر

یاقوت حموی، «معجم الادباء» به کوشش مارگلیوث، قاهره، 1923 م

شماره 4 مجلمه مهر سال دوم مقاله امام ابوالحسن بیهقی و مؤلفات او به قلم آقای سعید نفیسی

 

 

 

 

7