سلاجقه كرمان (قاوردیان)

جغری بیك برادر طغرل بیك دو پسر كارآمد داشت: الب ارسلان و قاورد. عمادالدوله قره ارسلان قاورد بن جغری بیك داود بن میكائیل در سال 442 كه هنوز اوایل دوره قدرت سلجوقیان بود مأمور فتح كرمان شد. كرمان در این دوره در تصرف دیالمه بود و باكالیجاربن سلطان الدوله از اعقاب عضدالدوله آن را در قبضه اقتدار داشت و حاكمی از دیالمه به نام بهرام پسر لشكرستان از جانب او در آن ولایت بسر می‏برد، بهرام چندی با قاورد كه پنج شش هزار سوار سلجوقی با خود داشت جنگید و چون دید كاری از پیش نمی‏تواند برد ناگزیر با سلاجقه از در صلح درآمد. باكالیجار نیز كه به قصد استخلاص كرمان آمده بود در راه مسموم شد و درگذشت و بدین ترتیب كرمان در تصرف سلجوقیان درآمد و تا حدود سال 583 در اختیار قاوردیان بود و این پادشاهان بعد از قاورد (442-465) ـ تورانشاه بن قاورد (477-490) ـ ایرانشاه بن تورانشاه (490-494) ـ ارسلان شاه بن كرمانشاه (494-536) ـ محمدابن ارسلانشاه (536-551) ـ طغرلشاه بن محمد ـ بهرامشاه و ارسلانشاه و تورانشاه پسران طغرلشاه بن محمد كه بعد از مرگ پدر هر یك بر قسمتی از متصرفات قاوردیان حكومت داشته و دائماً با یكدیگر در نزاع بوده‏اند و در این میان امرا و اتابكان و غلامان خاندان قاوردی نیز هر یك به طرفداری از شاهزادگان امارتی ترتیب می‏دادند و بر آشفتگی وضع ممالك قاوردیان می‏افزودند. منازعات شاهزادگان قاوردی تا حدود سال 579 هجری كه تاریخ قتل تورانشاه آخرین فرد از آن سه برادرست امتداد یافت. در این سال ظافر محمد امیرك یكی از غلام‏زادگان قاوردیان بعد از قتل تورانشاه و پاره پاره كردن او محمدشاه بن بهرامشاه را از حبس بیرون آورد و بر تخت سلطنت نشاند. محمدشاه كه دوازدهمین شاه قاوردیست از این تاریخ تا سال 582 در كرمان بود و در این سال برای آن كه مددی از سلاجقه عراق و اتابكان آن دیار به دست آورد از كرمان بیرون رفت لیكن او را نزد اتابك تكله بن زنگی به فارس فرستادند و چون از یاری اتابك نیز خبری نشد ناگزیر به كرمان و از آنجا به خوارزم نزد تكش رفت و چون از یاری او نیز خبری نرسید به غور نزد سلطان شهاب‏الدین غوری شتاف و در خدمت او بود تا درگذشت و با مرگ او دوران قاوردیان به آخر رسید.

سبب بیرون رفتن محمدشاه از كرمان آشفتگی شدید اوضاع آن دیار بود. این آشفتگی شدید پیش از عهد محمدشاه و فی‏الواقع بعد از مرگ طغرلشاه بن محمد و اختلافات سختی كه میان فرزندان او رخ داده بود، آغاز شد. ضعف دولت قاوردیان به امراء ترك و تاجیك فرصت دخالت در امور داد و علی‏الخصوص غلامان ترك كه هر یك چند روزی به داعیه اتابكی و امارت سر بر می‏داشتند، و یا برای تحصیل مال به قتل و غارت تاجیكان مبادرت می‏ورزیدند و مردم را به خاك و خون می‏كشیدند، بر سرعت و شدت انحطاط دولت سلاجقه كرمان می‏افزودند. این وضع سخت را حمله غزان (قراغز) بر كرمان به سال 575 دشوارتر ساخته بود. از این سال به بعد تا دیرگاهی غزان هر روز بر ناحیه‏یی از كرمان دستبرد می‏زدند و چون كسی با آنان یارای مقاومت نداشت قتل و غارت و ویرانكاری را به نهایت می‏رسانیدند و وضع كرمان همچنان قرین آشفتگی و اختلال بود تا به دست‏اندازی تكش و محمد خوارزمشاه بر آن دیار انجامید و بعد از زوال دولت محمد خوارزمشاه چنانكه میدانیم یكی از حاجبان او به نام «براق» از جانب پسرش غیاث‏الدین حكومت كرمان یافت و سلسله قراختائیان كرمان را به وجود آورد.1

سلاطین اولیه قاوردی ممدوح عده‏یی از شاعران بزرگ مانند ازرقی بوده‏اند ولی در اواخر عهد خود بر اثر گرفتاری‏های بسیار و جنگ و ستیز دائم به كار تشویق شاعران نمی‏رسیدند.

طغانشاه بن الب ارسلان

از میان شاهزادگان سلجوقی كه علی‏الرسم در خراسان حكومت داشتند شمس‏الدوله ابوالفوارس طغانشاه بن الب ارسلان بر اثر علاقه وافری كه به شعر و شعرا داشت برای ما اهمیت بیشتری دارد. مقر حكومت این شاهزاده شهر هرات بود. از احوال او اطلاع كافی در دست نیست و به همین سبب غالباً او را با طغانشاه بن مؤید آی‏ابه كه بعد از مؤیدالدین آی‏ابه در نیشابور به تخت سلطنت نشست اشتباه كرده‏اند.2 در چهار مقاله نظامی عروضی شرحی درباره شعردوستی این شاهزاده آمده است كه نقل آن را دور از صواب نمی‏دانیم:

«آل سلجوق همه شعردوست بودند اما هیچكس به شعر دوستی‏تر از طغانشاه بن الب ارسلان نبود و محاورت و معاشرت او همه با شعرا بود و ندیمان او همه شعرا بودند چون ابوعبدالله قرشی و ابوبكر ازرقی و ابومنصور بایوسف و شجاعی نسوی و احمد بدیهی و حقیقی و نسیمی، و اینها مرتب خدمت بودند و آینده و رونده بسیار بودند، همه ازو مرزوق و محظوظ. مگر روزی امیر با احمد بدیهی نرد می‏باخت و نرد ده هزاری به پایین كشیده بود و امیر دو مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یك گاه و ضرب امیر را بود، احتیاط‏ها كرد و بینداخت تا دوشش زند، دو یك برآمد، عظیم طیره شد و از طبع برفت، و جای آن بود، و آن غضب به درجه كشید كه هر ساعت دست به تیغ می‏كرد و ندیمان چون برگ بر درخت همی لرزیدند كه پادشاه بود و كودك بود و مقمور به چنان زخمی. ابوبكر ازرقی برخاست و به نزدیك مطربان شد و این دوبیتی بازخواند (ازرقی گوید):

 

گر شاه دوشش خواست دو یك زخم افتاد
تا ظن نبری كه كعبتین داد نداد

 

 

آن زخم كه كرد رأی شاهنشه یاد
در خدمت شاه روی بر خاك نهاد

بامنصور بایوسف در سنه تسع و خمسمایه كه من بهرات افتادم، مرا حكایت كرد كه امیر طغانشاه بدین دوبیتی چنان با نشاط آمد و خوش طبع گشت كه بر چشم‏های ازرقی بوسه داد و زر خواست، پانصد دینار، و در دهان او می‏كرد تا یك دُرُست مانده بود، و به نشاط اندر آمد و بخشش كرد، سبب آن همه یك دوبیتی بود، ایزد تبارك و تعالی بر هر دو رحمت كناد».3

همچنان كه در این حكایت ملاحظه می‏شود از شاعران بسیار نزدیك به این شاهزاده ابوبكر زین‏الدین اسمعیل وراق معروف به «ازرقی» بود كه قسمت بزرگی از دیوانش به مدائح طغانشاه مزین است و علاوه بر این یك منظومه مشهور یعنی منظومه یوسف و زلیخای موجود ببحر متقارب كه به غلط آن را به فردوسی نسبت می‏دهند، و معلوم نیست از كدام شاعرست، به نام همین ابوالفوارس طغانشاه ساخته و به او تقدیم شده است، در این ابیات:

 

سخن كابتدا مدح خسرو بود
سپهر هنر آفتاب امل
جهان فروزنده فخر ملوك
ملك بوالفوارس پناه جهان

همایون همه چون مه نو بود
ولی‏النعم شاه شمس‏الدول
منزه دل پاكش از رنج سوك
طوغنشاه خسرو الب ارسلان

 

پانوشتها

1 - راجع به قاوردیان رجوع كنید به: بدایع‏الازمان فی وقایع كرمان تألیف افضل‏الدین ابوحامد كرمانی فراهم آورده آقای دكتر مهدی بیانی، چاپ تهران 1326- المضاف الی بدایع‏الازمان فی وقایع كرمان تألیف ابوحامد كرمانی، چاپ مرحوم عباس اقبال، تهران سال 1331 شمسی ـ عقدالعلی للموقف الاعلی تألیف ابوحامد كرمانی به تصحیح آقای علیمحمد عامری، تهران 1311 ـ تاریخ سلجوقیان كرمان تألیف محمدبن ابراهیم، چاپ Houtsma، لیدن 1886- طبقات سلاطین اسلام، تألیف استانلی لین پول ترجمه مرحوم عباس اقبال، تهران 1312 شمسی، ص 135-136.

2 - رجوع شود به حواشی چهار مقاله طبع لیدن از مرحوم میرزا محمد خان قزوینی، ص 172-173.

3 - چهار مقاله، چاپ لیدن، ص 43-44.

 

 

منابع

ذبیح الله صفا، «تاریخ ادبیات در ایران»، ج 2، تهران، چاپ پانزدهم، انتشارات فردوس، 1378ش

ابوحامد کرمانی، «بدایع‏الازمان فی وقایع کرمان»، فراهم آوردۀ دکتر مهدی بیانی، طهران، 1326 ش

افضل الدین کرمانی، محمد بن حامد، «المضاف الی البدایع الازمان» به کوشش عباس اقبال، تهران، 1331 ش

افضل الدین کرمانی، محمد بن حامد، «عقدالعلی للموقف الاعلی»، به کوشش علی محمد عامری نائینی، تهران، 1312 ش

«چهار مقالۀ نظامی عروضی»، به اهتمام محمد قزوینی، اوقاف گیب، لیدن 1909، به اهتمام دکتر محمد معین، تهران 1333 ش

 

 

 

 

8