ابوالفتح خان زند

ابوالفتح خان پسر دوم[i] کریمخانزند است که پس از درگذشت وکیل، زکی خان، برادر مادری و پسرعموی کریمخانزند، به نام او و محمدعلیخان، پسر دیگر کریمخان، که داماد وی بود، مدت صد و پنج روز[ii] زمام امور را در دست داشت و چون علی مردان خان، خواهرزاده زکی خان، پس از این که در سال 1193 قمری به حکومت اصفهان منصوب و انتظامات امور تهران، قزوین و مازندران نیز به عهده او واگذار شد، پس از ورود به محل مأموریت خود، و نظم و نسقی به امور حکومتی دادن، بر علیه خالوی خود قیام و اقدام نمود. زکی خان، که از موضوع آگاه گردید، فوراً لشکری برای دستگیری او تشکیل و ترتیب داد، به همراه پسران کریمخان، از شیراز به سمت اصفهان به جنگ علیمردانخان شتافت. ابوالفتح خان پس از کشته شدن زکیخان (23 جمادیالاولی 1193 ﻫ . ق.) در ایزدخواست با سپاه به شیراز بازگشته و مدت بسیار کمی (دو ماه و نه روز) خود مستقلاً در شیراز پادشاه شد و چون جوانی بود دائمالخمر، بسیار عیاش، بیکاره، بیلیاقت، بیعرضه، تنپرور و سادهلوح و با اینکه مردم فارس به واسطه علاقه به پدرش به او نیز علاقهمند و توجه کامل داشتند معذلک، به واسطه متصف بودن به صفات مذمومه مذکوره در بالا، پس از دو ماه و اندی سلطنت، به وسیله صادق خان عمویش، خانهنشین و زندانی گردید. هنگامی که ابوالفتح خان در اردو بود و از ایزدخواست به شیراز برمیگشت، به طوری که پیش گفته شد، سرکردگان اردو او را به پادشاهی برداشته و به وی پیشنهاد کردند و گفتند که چون ممکن است صادق خان در آینده مزاحم تو شود اجازه دهید که او و فرزندانش را از میان برداریم و یا کاری کنیم که او کاملاً مطیع شما گردد و خیال سوئی در او تولید نشود، ابوالفتح خان چون مرد نیک نفسی بود راضی به اذیت و آزار عموی خود نشد و مانع اقدامات آنان گردید. میرزا محمد کلانتر در روزنامه خود مینویسد: «و او از پاکی طینت و نژاد و صفای طویت و اعتقاد میفرمود که عمو درباره من بد نخواهد و مرخص نیستند که معترض عموی من شوند و ده مرتبه تکرار کردند به جایی نرسید».

صادق خان که سابقاً یعنی پس از مرگ کریمخانزند، در سال 1193 قمری، از ترس زکیخان به کرمان فرار کرده بود پس از شنیدن خبر کشته شدن او فوراً به طرف شیراز حرکت کرده و بلامانع وارد شهر شد و با اینکه ابوالفتح خان پادشاه بود، با موافقت وی، به پیشکاری برادرزاده، به رتق و فتق امور پرداخت و مدت کمی با برادرزاده خود به ظاهر اطاعت و خوشرفتاری کرد و چون صادق خان کاملاً تحت نفوذ فرزندان خود بود، به تحریک آنان، ابتدا ابوالفتح خان را خلع و سپس در ربیعالاول 1194 قمری با سایر برادران (محمد علی خان و ابراهیم خان) زندانی نمود و خود، بیش از پیش، راتق و فاتق امور گردیده، پادشاه شد و سپس او و دو برادر دیگرش، محمد علی خان و ابراهیم خان، را صادق خان، هنگامی که در ارک شیراز پناهنده و محصور اکبر خان پسر زکی خان زند بود، و دو سه روز مانده به کشته شدن خود و فرزندانش باقی مانده بود، آنان را در زندان از هر دو چشم کور نمود. راجع به کور کردن ابوالفتح خان و سایر پسران کریمخان در گلشن مراد تألیف ابوالحسن غفاری نوشته شده که کوری پسران کریمخانزند در سال 1196 قمری که علی مرادخان شیراز را فتح کرد به امر او صورت گرفت و در جلد نهم روضةالصفا چنین نوشته شده: «در دوم محرم سال یک هزار و یک صد نود و شش شیراز مفتوح شد صادق خان و فرزندان وی در دست علی مرادخان به قتل اندر آمدند و همچنین ابوالفتح خان و دیگر پسران وکیل مکفوف البصر شدند» گفته گلشن مراد و روضةالصفا میرساند که ابوالفتح خان را علی مراد خان کور کرد لکن در روزنامه میرزا محمد کلانتر فارس که معاصر و معاشر با بزرگان زندیه (از کریمخان تا صید مرادخانزند) بوده این طور نوشته شده: «ابوالفتح خان را (صادق خان) بیاختیار کرده خانهنشینش نمود، و بعد او را، در وقت مستی، گرفته حبس نمود و چند روز بعد از گرفتاری او، از حلیه بصر عاری نمود» بعد در جای دیگر چنین گوید: «ابوالفتح خان، محمدعلیخان و ابراهیم خان، پسران وکیل، که در ارک محبوس صادق خان بودند و در دو روزهای که صادقخان در ارک محصور اکبرخان گشت، هر سه نفر را کور نموده بود».

مؤلف فارسنامه ناصری در صفحه 224 عین گفته میرزا محمد کلانتر را تکرار کرده و در جلد سوم منتظم ناصری صفحه 38 عین گفتههای گلشن مراد و روضةالصفا تکرار و در این باب چنین نوشته شده:

«علیمرادخان در دوم محرم 1196 قمری، وارد شهر شیراز شد صادقخان و پسران او را مجروح و مکحول ساخته، ابوالفتح خان و پسران وکیل را مکحول نموده در حکمرانی استقلالی به هم رسانید». در کور کردن و کشتن صادقخان و پسرانش و نیز کور کردن پسران کریمخانزند آمر علیمرادخان و عامل اکبرخان پسر زکیخان بوده است. سپس صید مرادخانزند، به اشاره علی مرادخان، ابراهیم خان پسر کوچک کریمخانزند را علاوه بر کوری، مقطوعالنسل نیز نمود و ابوالفتح خان را، به طمع جواهر، فلک کرده چوب زیادی به او زد. سرانجام ابوالفتح خان، با حال زار، در زمان سلطنت جعفرخانزند، در رجب سال 1201 قمری، در شیراز، در سن 32 سالگی درگذشت و در زاویه غربی حرم احمدبنموسی (ع) معروف به شاه چراغ به خاک سپرده شد.

مأخذ

بامداد، مهدی، "شرح حال رجال ایران"، ج 1، چاپ پنجم، انتشارات زوار، 1378 خ.

 



[i]. پسر بزرگ کریمخان محمد رحیم خان بود که پیش از فوت پدر در سال 1290 قمری در شیراز درگذشت و سرجانملکم در جلد دوم صفحه 80 تاریخ ایران تألیف خود محمد رحیم خان را پسر چهارم و فارسنامه ناصری در گفتار اول صفحه 220 او را پسر اول کریمخانزند نوشته است. کریمخان در سال 1180 برای دامادی ابوالفتح خان 12 ساله جشن بسیار مفصلی گرفت که در دوره سلطنت وی خیلی معروف و شهرت داشته است.

[ii]. میرزا محمد کلانتر در روزنامه خود مینویسد: «حاصل صد روز زمان تسلط او بود»

6