بحران سوئز: بازگشایی کانال سوئز

بحران سوئز: بازگشایی کانال سوئز

24 آوریل 1956 میلادی

جنگ ۱۹۵۶ ادامه بحران سوئز که فرانسه و انگلیس، بدون اطلاع مقامات آمریکایی، در اجرای یک نقشه مفصل جهت آغاز یک جنگ هماهنگ شده به شکل سری بر ضد مصر با اسراییل تبانی کردند. طبق این نقشه مکارانه، اسراییل به شبه جزیره سینا حمله می‌کرد، انگلیس و فرانسه اولتیماتومی جهت خروج نیروهای مصری و اسراییلی از منطقه کانال سوئز صادر می‌کردند، و زمانی که ناصر (طبق پیش بینی آنها) از اطاعت از اولتیماتوم سر باز می‌زد، نیروهای اروپایی فرودگاه‌های مصری را ظرف ۴۸ ساعت بمباران و ناصر را سرنگون می‌کردند. مقامات آمریکایی نتوانستند این نقشه تبانی شده را پیش بینی کنند، تا حدودی به دلیل اینکه توجه ایشان متوجه احتمال بروز جنگ بین اسراییل و اردن و همچنین شورش‌های ضد جماهیر شوروی در مجارستان بود، بخشی به دلیل اینکه حواسشان شدیدا درگیر انتخابات ریاست جمهوری قریب الوقوع در ایالات متحده بود، و بخشی به این خاطر که تکذیب‌های دولت‌های تبانی کننده را که به آنها اطمینان داده بودند هیچ حمله‌ای صورت نخواهد گرفت، باور کردند. با اینحال، در ۲۹ اکتبر با حمله مستقیم اسراییل علیه نیروهای مصری در سینا، جنگ آغاز شد. ظرف چند روز، نیروهای اسراییلی به کانال سوئز نزدیک شدند.

 

آیزنهاور و دالاس، که کاملا از بروز جنگ غافلگیر شده بودند، دست به اجرای چندین اقدام جهت پایان بخشیدن سریع به جنگ زدند. آیزنهاور، عصبانی از اینکه هم پیمان‌های آمریکا در لندن و پاریس آنها را در اجرای نقشه تبانی شده شان فریب داده بودند، در ضمن نگران این بود که جنگ موجب سوق دادن کشورهای عربی به وابستگی به جماهیر شوروی شود. آیزنهاور، جهت متوقف ساختن جنگ حتی در حینی که هواپیماهای جنگی انگلیس و فرانسه مشغول بمباران اهدافشان در مصر بودند، تحریم‌هایی را علیه قدرت‌های تبانی کننده اعمال کرد، موفق شد قطعنامه‌ای را در سازمان ملل به تصویب رساند، و یک نیروی اضطراری سازمان ملل (UNEF) را جهت عقب نشینی نیروهای دو طرف تشکیل داد. ولیکن، پیش از اعزام نیروهای سازمان ملل به منطقه، در روز ۵ نوامبر چتربازان انگلیس و فرانسه در کانال سوئز پیاده شدند.

 

فرود چتربازان انگلیسی و فرانسوی بحران را وارد خطرناک‌ترین مرحله اش کرد. جماهیر شوروی، با قصد منحرف کردن توجه جهانیان از سرکوبی خشن جنبش‌های انقلابی در مجارستان، تهدید کرد در درگیری مداخله خواهد کرد و احتمال حمله تلافی جویانه به لندن و پاریس با سلاح‌های هسته‌ای را مطرح کرد. گزارش‌های ماموران اطلاعاتی مبنی بر اینکه نیروهای شوروی در حال تجمع در سوریه جهت مداخله در مصر هستند، موجب نگرانی مقامات آمریکایی شد که احساس می‌کردند ناآرامی‌ها در مجارستان می‌تواند منجر به رفتار نسنجیده از جانب سران شوروی شود. از روی احتیاط، آیزنهاور به پنتاگون هشدار داد که خود را برای جنگ آماده کند. برخورد عرب-اسراییل و مبارزاتی که بر ضد استعمار به راه افتاده بود، موجب آغاز یک رویارویی شرق-غرب بدفرجام شده بود.

 

آیزنهاور، متحیر از احتمال بروز یک درگیری جهانی، به سرعت جهت پایان بخشیدن به آن نیز دست به اقدام زد. او فشار سیاسی و مالی به نیروهای متجاوز وارد آورد تا آتش بس سازمان ملل را در تاریخ ۶ نوامبر پذیرفتند و آتش بس درست یک روز بعد به اجرا گذاشته شد. همچنین، از اقدامات مقامات سازمان ملل جهت اعزام فوری نیروهای UNEF به مصر حمایت کرد. تنش‌ها به تدریج کاهش یافت. نیروهای انگلیس و فرانسه در دسامبر مصر را ترک کردند و، به دنبال مذاکرات سخت و پیچیده، اسراییل نیروهای خود را در ماه مارس ۱۹۵۷ از سینا خارج کرد